بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
585
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و اين را بعضى جايها دالك خوانند و بعضى بدانه انگور سياه ماند و كوچك و بزرگ بود و هر دو را غليبه نامند و به فارسى انكوزك گويند و بعضى را دهان بر ميان سر باشد و پايهاى او كوتاه بود و ميل او بسوى پشت بود و هرگاه خواهد كسى را بزند رطوبتى از دهان بيندازد و بعضى بر شكل مورچه باشد گردن او سرخ و سر او سياه و پشت او منقط بنقطهاى الوان بود و آن را المليله گويند و سم آن ضعيف بود و بعضى بزنبور ماند و آن را زنبوريه نامند و بعضى مقابل دانه كر سينه بود و دهان آن خرد و شكم سرخ و دست و پايهاى آن سفيد باشد و آن را كرسينه گويند و بعضى ديوچه ماند آن را ديوچه گويند و بعضى بزرگ و فربه شكم و آنچه خاكسترلون دموىوار بود آن را بعضى جايها بوى دفنده گويند و او درين سوراخى گرد سازد و اكثر بر ديوار آن سوراخ از دام لعاب خود تند و بعضى كوتاه دست و پاى بود و بجهد همچو جستن بود و مگس بگيرد آن را قهند گويند و بعضى سخت سياه بود و بعضى دردناك باشد و گويند كه يك صنف از وى باريك و سبزرنگ بود و حد زير گردن او چيزى بود چون سوزنى و در گزيدن جمله اينها سوزشى غالب و درد سخت پديد آيد و باد در شكم گيرد و عرق سرد كند و سرما يابد و موضع گزيدن آن بياماسد و مىخارد و سرخ شود و در آخر تيره شود و بسبزى مىزند و در اكثر حذر نيز حادث شود و خواب نيايد و باشد كه از رتيلا درد دل خيزد و غثيان و صداع سخت پديد آيد و تمامى تن را فراهم كشد كه راست نتواند شدن و غشى افتد و هلاك كند و از گزيدن سياه فقط رعشه تيز افتد در انها گران شود و از گزيدن كوكبه گرانى سر و استرخاى همه تن حادث شود و از گزيدن غليبه كزاز و سردى همه تن و تيرگى بول و نعوظ و قى بيمراودى پيدا آيد و آواز منقطع شود و ازين سياه دردناك درد معده و قى متواتر و درد سر و سرفه پيوسته پديد آيد و به زودى بكشد و از گزيدن زرد موىناك رعشه پديد آيد و از گزيدن ديوچه آبلها برآيد و زبان سنگين شود و از گزيدن زنبوريه كه ازو سبات و ضعف زانو پديد آيد و از گزيدن كرسينه آواز منقطع شود و نعوظ بيمراد و تيرگى بول و سردى همه تن پديد آيد و از گزيدن قيه موىدار همين حالات نيز ظاهر گردد و جهنده را بعضى سخت بد دانستهاند و من هرگز نديدم و نشنيدم كه از ان مضرتى سخت رسيده باشد فاما از غليبه مضرت بسيار ظاهر مىشود و عمومى دارد و اندر خراسان عهده دلك كسى را گزيده گويند كم علاج پذيرفته است